بازتاب واقعیت نوآوری در آینه داده‌ها؛

اشتراک‌گذاری در

مدل تکامل نوآوری چگونه ظرفیت‌های پنهان گروه گلرنگ را رؤیت‌پذیر می‌کند؟

با اجرای موفقیت‌آمیز مرحله اول «مدل تکامل نوآوری گروه گلرنگ» در ۱4 شرکت زیرمجموعه، گلرنگ ونچرز با تمرکز بر تحلیل داده‌ها و استخراج بینش‌های مدیریتی، در مسیر گذار از مفاهیم نظری به واقعیت‌های ملموس سازمانی گام برداشته است. در این رویکرد، نتایج به‌دست‌آمده از سنجش سیستماتیک، همچون آینه‌ای دقیق عمل کرده و با بازتاب وضعیت موجود، نوآوری را از مفهومی انتزاعی و کیفی، به پدیده‌ای کمّی، قابل رصد و مدیریت‌پذیر تبدیل می‌کند.

در ساختارهای پیچیده و گسترده صنعتی، بسیاری از تلاش‌ها، ایده‌ها و فرایندهای نوآورانه در لایه‌های غیررسمی سازمان باقی مانده و به دلیل نبود ابزارهای سنجش یکپارچه، از دید راهبران سازمان، پنهان می‌مانند. اجرای آزمایشی مرحله اول مدل تکامل نوآوری در سال ۱۴۰۴ نشان داد که چگونه یک ارزیابی ساختاریافته می‌تواند این ظرفیت‌های پنهان را رؤیت‌پذیر کند. با بررسی دقیق نوآوری در سه سطح راهبرد، فرآیند و نتایج نوآوری در شرکت‌های مشارکت‌کننده، نقاط قوت نهفته و گلوگاه‌های ساختاری شناسایی شدند و جعبه سیاه نوآوری به نقشه راهی شفاف بدل گردید.

از سوی دیگر، رؤیت‌پذیر شدن ظرفیت‌های سازمانی، توزیع متوازن و هوشمندانه منابع را به همراه خواهد داشت. در غیاب داده‌های معتبر، تخصیص بودجه و منابع به پروژه‌های نوآورانه اغلب بر اساس شهود یا رویه‌های سنتی صورت می‌گیرد؛ که خطر اتلاف منابع را در پی دارد. با اتکا به خروجی‌های این ارزیابی و داشبوردهای تحلیلی، هیئت‌مدیره و مدیران ارشد شرکت‌ها اکنون به ابزاری مجهز شده‌اند که تصمیم‌گیری‌های راهبردی را ساده‌تر و دقیق‌تر می‌کند. این داده‌ها نشان می‌دهند که توجه به کدام بخش از زیرساخت‌های فناوری، فرهنگ سازمانی یا توسعه سرمایه انسانی، بیشترین اثربخشی را برای ارتقای سطح بلوغ نوآوری یک شرکت خاص به همراه خواهد داشت.

نتایج کلی اولین دوره سنجش تکامل نوآوری در سطح پایلوت

دستاوردهای مرحله اول در شرکت‌های توسعه تجارت و فناوری تارا، پاکان پلاستکار، گروه صنعتی پاکشو، فراتجارت زردکوه، ابیان فارمد، صنایع سلولزی ماریناسان، فروشگاه‌های زنجیره‌ای افق کوروش، واریان فارمد، فناوران انیاک رایانه، نوین زعفران، توسعه تجارت الکترونیک کوروش (اُکالا)، مجتمع صنعت غذایی کیلوس، ایراندار و صنایع غذایی ماستر فوده اثبات کرد که نوآوری در گروه گلرنگ، شبکه‌ای در هم تنیده از مدیریت دانش، یادگیری سازمانی، مدیریت مستمر پرتفوی سرمایه‌گذاری و تعامل فعال با بازیگران کوچک و بزرگ محیط کسب و کار ایران است.

این شرکت‌ها در سه سطح راهبرد نوآوری، فرایند نوآوری و نتایج آن مورد مطالعه قرار گرفتند و هر کدام نتایج متفاوتی را نشان دادند؛ اما به صورت کلی مشخص شد که در سطح «راهبردی» آمادگی بیشتری برای نوآوری دارند و این آمادگی مستلزم ایجاد فرآیندهای منسجم و پایدار نوآوری است. شرکت‌ها عموماً می‌دانند نوآوری مهم است و آن را در سطح چشم‌انداز به رسمیت شناخته‌اند. این سازمان‌ها از نظر سرمایه انسانی، یادگیری، فرهنگ و ابزارها آمادگی مناسبی برای نوآوری دارند. در بخش «نتایج نوآوری» امتیازات در سطحی بالاتر از بخش «فرآیند نوآوری» قرار گرفته است که این پدیده می‌تواند نشان‌دهنده دستیابی به نتایج مقطعی نوآوری در سازمان باشد.

نمونه‌هایی از مؤلفه‌های بالغ در برخی از شرکت‌ها

بررسی نتایج مرحله نخست مدل تکامل نوآوری نشان می‌دهد که هر یک از شرکت‌های مشارکت‌کننده، در برخی از ابعاد به سطح بالاتری از بلوغ دست یافته‌اند و می‌توانند به‌عنوان نمونه‌هایی از ظرفیت‌های موجود نوآوری در گروه گلرنگ مورد توجه قرار گیرند.

«توسعه تجارت و فناوری تارا» با پوشش هم‌زمان جنبه‌های مختلف بازار، ساختار نوآوری و یادگیری سازمانی، نمایانگر الگویی از نوآوری چندبعدی و تحول‌گراست.

«گروه صنعتی پاکشو» نیز بیشتر در ابعاد مدیریتی و ساختاری برجسته است؛ موضوعی که نشان از بلوغ سازمانی دارد.

«صنایع غذایی ماسترفوده» با تمرکز بر مؤلفه‌های مرتبط با بازار، مشتری و تعاملات بیرونی، الگویی از نوآوری محصول‌محور را بازتاب می‌دهد.

«ابیان فارمد» در بُعد یادگیری سازمانی، سطح تکامل مناسبی از خود نشان داده است.

«واریان فارمد» در بُعد نتایج قابل اندازه‌گیری، نمونه‌ای از حرکت هدفمند به سمت بهره‌برداری از فرصت‌های نوآورانه را نشان می‌دهد.

«فراتجارت زردکوه» در بُعد فرهنگ و تفکر نوآوری عملکرد قابل‌توجهی داشته و نشان داده است که توسعه فرهنگ نوآوری می‌تواند به یکی از پیشران‌های اصلی بلوغ سازمانی تبدیل شود.

«نوین زعفران» در بُعد فرهنگ و تفکر نوآوری، با همکاری با دانشگاه‌ها، پژوهشکده‌ها و پارک‌های علم و فناوری، نمونه‌ای از تعامل مؤثر با زیست‌بوم علمی و فناورانه کشور را ارائه کرده است.

«توسعه تجارت الکترونیک کوروش (اُکالا)» در بُعد چشم‌انداز و مأموریت، جایگاه برجسته‌ای داشته و نشان داده است که جهت‌گیری روشن و برنامه‌ریزی‌شده می‌تواند نقش مهمی در هدایت فعالیت‌های نوآورانه ایفا کند.

«ایراندار» در بُعد مدیریت نوآوری، توانسته است سطح بلوغ مناسبی را نشان دهد؛ موضوعی که بیانگر اهمیت طراحی مسیرهای مشخص برای مدیریت و پیشبرد ایده‌های نوآورانه در سازمان است.

«فناوران انیاک رایانه» در بُعد یادگیری سازمانی، عملکرد متمایزی داشته و نشان داده است که تبدیل تجربه‌های پیشین به دانش قابل استفاده، یکی از پایه‌های اصلی رشد نوآوری در سازمان است.

«صنایع سلولزی ماریناسان» و «پاکان پلاستکار» در بُعد منابع و زیرساخت‌ها، نشان‌دهنده اهمیت تخصیص منابع مشخص و برنامه‌ریزی‌شده برای پیشبرد فعالیت‌های نوآورانه‌اند.

«مجتمع صنعت غذایی کیلوس» در بُعد مدیریت سبد نوآوری، توانسته است جایگاه مناسبی کسب کند؛ جایگاهی که نشان می‌دهد توجه به ایده‌های متفاوت، مسیرهای جایگزین و رویکردهای مکمل می‌تواند به غنای پرتفوی نوآوری سازمان کمک کند.

«فروشگاه‌های زنجیره‌ای افق کوروش» نیز در بُعد نتایج قابل اندازه‌گیری، ظرفیت قابل‌توجهی را در پیوند میان نوآوری، سرمایه‌گذاری و توسعه فرصت‌های جدید نشان داده است.

با وجود این تنوع، تصویر جامع «اکوسیستم نوآوری گروه گلرنگ» زمانی کامل خواهد شد که تمام اجزای این ساختار گسترده، زبان مشترک این مدل را آموخته و از آن در توسعه پروژه‌های نوآورانه خود استفاده کنند.

اکنون با پایان ارزیابی‌های این ۱4 شرکت، مدل تکامل نوآوری از مرحله سنجش عبور کرده و گزارش‌های تحلیلی اختصاصی در اختیار راهبران این کسب‌وکارها قرار گرفته است؛ تا با تکیه بر ادبیات مشترکی که در طول این مسیر شکل گرفت، برنامه‌های نوآورانه خود را با دقتی مضاعف تدوین کنند. این مرحله نشان داد که ظرفیت‌های ارزش‌آفرینی در درون شرکت‌های گروه گلرنگ بسیار گسترده است و با هدایت استراتژیک منابع و تکیه بر داده‌های معتبر، می‌توان این ظرفیت‌های پنهان را به مزیت‌های رقابتی پایدار تبدیل کرد. این مشارکت فراگیر، گامی ضروری برای نهادینه‌سازی نوآوری در سراسر گروه گلرنگ و هم‌راستایی با چشم‌انداز ورود به فهرست Fortune 500 در سال ۱۴۱۱ خواهد بود.

اشتراک‎‎‎‎‌گذاری در
پیمایش به بالا